تبلیغات
وبلاگ مهندسین ایران - پست های آبان 1387
ANGELS AMONG US - ALABAMA | عمومی , شعر , متن اشعار خوانندگان Lyrics ,

این ترانه رو حتما گوش بدین .من که خوشم اومد . امیدوارم شما هم خوشتون بیاد  . آدرس ترانه رو لینک کردم.

ANGELS AMONG US - ALABAMA

I was walking home from school on a cold winter day.
Took a shortcut through the woods, and I lost my way.
It was getting late, and I was scared and alone.
But then a kind old man took my hand and led me home.
Mama couldnt see him, but he was standing there.
And I knew in my heart, he was the answer to my prayers.

Chorus
Oh I believe there are angels among us.
Sent down to us from somewhere up above.
They come to you and me in our darkest hours.
To show us how to live, to teach us how to give.
To guide us with a light of love.

When life held troubled times, and had me down on my knees.
Theres always been someone there to come along and comfort me.
A kind word from a stranger, to lend a helping hand.
A phone call from a friend, just to say I understand.
And aint it kind of funny that at the dark end of the road.
Someone lights the way with just a single ray of hope.

Chorus

They wear so many faces, show up in the strangest places.
To guide us with their mercy, in our time of need.

Chorus
To guide us with a light of love
.

http://www.youtube.com/watch?v=WENJbSPSmqg

http://beemp3.com/index.php?q=Nancy+hernandez+-+Angels+among+us&st=all


نوشته شده توسط sara در دوشنبه 27 آبان 1387 و ساعت 05:25 ب.ظ
نکته ای از انجیل | عمومی ,

نکته ای از انجیل

 

در Malachi آیه 3:3 آمده است:    او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

 

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل  خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.

همان هفته با یک نقرهکار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.

وقتی طرز کار نقره کار را تماشا میکرد، دید که او قطعهای نقره را روی آتش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصیهای آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته میشویم. بعد دوباره به این آیه که میگفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقرهکار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد.. اگر در تمام آن مدت، لحظهای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظهای  سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا میفهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

اگر امروز داغی آتش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.

 

توضیح بنده : در عرفان ایران ، از این موضوع با عنوان دل (قلب) یاد می کنند . تحقیقات بیشتر پای خودتون ! ولی من خیلی لذت بردم ! چون معنی این آیه خیلی عمیق تر از اینیه که در بالا بسادگی بدان اشاره شده ، اما وحدت را در این آیه دیدم ، که عرفان ایران و هر جای دنیا ، هر دینی و مسلکی ، در آخر به همین اشاره می کنه که :

 

در اندرون من خسته دل ندانم کیست         که من خموشم و او در فغان و در غوغاست



اول و آخر همه ادیان میگن
"دل که آئینه صافی ست ..........." ..... "اول دلم را صفا داد ... آئینه ام را جلا داد ..." و ........ حتما اشعار اینچنینی از شعرای عارف مسلک و عرفای شاعر این مرز و بوم زیاد شنیدین . پس چرا همه از این دل غافلیم ؟  ساده بگم ، اون نقره داغی که بعد از خالص شدن میشه خود را درونش دید ، دل ماست . و حضرت مسیح 2 چیز را در این آیه عنوان کردند ، یکی طریق و روش جلا دادن این دل ، و دیگری اینکه بعد از جلا پیدا کردن این دل ، جای خدا در آنست .

در قرآن  به این مطلب
اشاره شده ، که خداوند تنها یک چیز را از دسترسی شیطان در امان نگه خواهد داشت ، و آن هم خانه خود اوست، یعنی قلب انسان .

این حکایت خیلی مفصله تفکر کردن
در موردش بعهده من و شماست ! یا علی

 

 

 


نوشته شده توسط sara در یکشنبه 12 آبان 1387 و ساعت 01:24 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ سیاستمدار+ تجربه از یك كارمند دولت :+ چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!+ چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن - حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.+ کلاس های تخصصی برای خانم ها !+ سال نو مبارک + وبلاگ + خدا را دوست دارم چون ...+ happy valentine+ ........+ فواید سجده ! + مکه مرکز زمین است !!! بخوانید !+ I love you Coz............+ کمی واقع بین باشیم!!!+ دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!

صفحات: